هر چند از تاریخچهی سکونت مردم در دِهآباد اطّلاعی در دست نیست امّا وجود یک رشته قنات به طول حدود 10 کیلومتر که به قول پیرمردان و سالخوردگان به قنات " گَوری" gawri ( گَبری ) مشهور است و چندین بار مظهر آن جا به جا شده است نشان از دیرینگی روستا دارد . گذشته از آن نام گَوری ( گَبری ) که بر آن نهادهاند حکایت از آن دارد که متعلّق به قبل از اسلام است .
نام قدیم دِهآباد " قریه عُبّاد " بودهاست . قدیمیترین مأخذی که در آن از این روستا به نام " قریه عبّاد " یاد شده ، دیوان " سیّد امام ضیاء الدّین ابیالرضا الحسنی راوندی " از عالمان نامدار شیعه در قرن ششم هجری است
مرحوم راوندی به مناسبت مهاجرت " مجدالدّین ابوالقاسم عبیدالله بن فضل بن محمود کاشانی " به دِهآباد قطعهای ساخته و بثّ الشّکوی از غیبت او میکند و خرابی کاشان و زمامگسستگی اهالی آن را شرح میدهد و بدین ترتیب او را به بازگشت به کاشان ترغیب و تحریض مینماید . راوندی در این دیوان چنین آورده است :
و قال یمدحه و ذلک عند خروجه
من قاسان الی قریه عباد
[ و هی سبعه ابیات ]
|
ماذالقــریـه عبّـــادٍ و ســاکنــهـا |
|
مـن سـابقٍ قدّسـت اهـلاً و جیــرانا |
|
قـریـه صـارت البـلدان تحسـدهـا |
|
اذ بـزّت العـزّ أمـصاراً و بـــلدانـا |
|
فهـذه مقـلتــا قـاسـان مجـهـشـهً |
|
تستمطـران دموعـاً ویــح قـاســـانـا |
|
یا ویحهـا حیـن خلّاهـا معـطّــلـهً |
|
من المـکارم مجـدالدّیـن مـولانـا ... |
در مدح " مجد الدّین " به هنگام خروج از کاشان به سوی روستای " عُبّاد "
1- چه شده است که روستای عبّاد از روزگاران پیشین ، از ساکنان و همسایگان پاک و پاکیزهای برخوردار بوده است ؟!
2- روستایی که شهرهای برخوردار از عزّت و کرامت نسبت به موقعیّت آن رشک میبرند
3- ولی دو چشم گریان شهر کاشان بر گرفتاری این شهر اشک میریزند .
4- وای بر این شهر آن هنگام که خواجهی ما مجدالدّین زیور بزرگیها را از آن دریغ داشت ...
پس از دیوان راوندی ، درهای چوبی مسجد جامع " افوشته " است که " از نظر هنری چندان جالب توجّه نیست ولی چون دارای تاریخ است نمایندهی هنر نجّاری و کندهکاری روی چوب در عصر خود میباشد "
در کتیبهی بالای دماغهی درِ بزرگ چنین آمده است :
" خداوند این در مبارک مرتضی اعظم سیّد حسن الحسینی "
و در کتیبهی پایین دماغهی در نیز آمده است :
" عمل استاد حسین بن علی نجّار نقّار قریه العبّادی"
و در متن کتیبهی بالای درِ کوچک تاریخ ساخت درج شده به شرح زیر :
فی رمضان السنه احد و ثلاثین و ثمان مائه ( 831 )
سومین اثری که در آن از دِهآباد یاد شده سفرنامه " پیترو دلاواله " جهانگرد معروف ایتالیایی است که در اوایل قرن هفدهم میلادی به ترکیه ، ایران و هند سفر کرد و خاطراتش را به صورت نامههایی به رشتهی تحریر درآورد . در این سفرنامه آمده است :
" بعد از این که در کنار این آب ناهار خوردیم ، عازم حرکت شدیم و شب را داخل دهی در خانههای خصوصی به سر آوردیم ؛ زیرا در کاروانسرا برای ما جا وجود نداشت و فقط توانستیم حیوانات را آنجا پناه دهیم . روز پنجم پس از پیمودن چهار فرسنگ راه ، شب به دهی به نام دِهآباد رسیدیم که چند رشته آب از آنجا میگذشت و به اندازهای ماهی در آنجا وجود داشت که انسان میتوانست هر چقدر مایل بود از آنها بگیرد و وجود این همه ماهی حقیقتاً باعث تعجّب شد . در آن جا نیز در خانهی یکی از اعیان محلّی ، که دارای املاک زیادی بود به سر آوردیم و او نسبت به ما مهربانی فراوان کرد".
با توجّه به مقدّمهی مترجم ، تاریخ این بخش از سفر ، محرّم 1027 هجری قمری است.
مجموعهی ناصری ، دِهآباد را اینگونه معرّفی کرده است :
" قریه العبّاد ، مسافت آن تا خالدآباد نیم فرسخ است و تقریباً 200 درِ خانه میشود . مزرعهای دارد شهره به یزدلان ، سه فرسخ مسافت دارد تا قریه العبّاد . سهچهار خانوار رعیّت دارد . هوای قریه مذکور گرمسیر است . محصول شتوی ، جو ، محصول صیفی ، جوزق ، تنباکو ، ماش ، خربزه ، هندوانه و برگ ابریشم هم دارد و ابریشم به عمل میآید . آب قریهی مذکور و مزرعه ، قنات است و طول قنات تقریباً دو فرسخ میشود و سر راه یزد و کرمان واقع شده است ".
در سفرنامهی تهران به شیراز" نظام الملک " ، حاکم شیراز ، از دِهآباد این گونه سخن رفته است :
" امروز که باید به خالدآباد برویم ... باز به راه افتادند تا رسیدند به آبادی معتبری که در آنجا آفتابگردان زده بودند ، رعایای آن ده که مسمّی به دِهآباد بود و قریه العبّاد نیز مینامند به استقبال آمدند و حاج ابوالقاسم نام که مرد مُعَمِّری بود و از مقلّدین آنجا محسوب میشد یک راس برّه و یک جعبه گلابی تقدیم آورده بود . دو تومان به او مرحمت شد " .
دانشمند محترم آقای " سیّد حسین معتمدی کاشانی " نیز در اثر تحقیقی و تاریخی خود در فصلی با عنوان " نخلبرداری در قریه العبّاد و تاریخ خودهای آن " ضمن شرح مراسم سنّتی نخلبرداری در روز عاشورا و بیستویکم ماه مبارک رمضان به قدمت بنای حسینیّهی دِهآباد اشاره کرده و آورده است :
" در این قریه حسینیّهای است که متجاوز از 500 سال قدمت دارد و در آن نخلی است که همه ساله روز عاشورا و بیستویکم ماه مبارک رمضان برای عزاداری برداشته میشود و بر صفحهی جلو و عقب آن خودهای جالبی را که از مس ساخته شده نصب مینمایند ... بر اطراف یکی از خودها ... و بر دیگری که تاریخش از همه قدیمیتر است سنهی 1026 هجری را نوشته و حکّاکی کرده اند " .
بناهای تاریخی
بناهای تاریخی دِهآباد عبارتاند از :
1- حسینیّهی دِهآباد که ذکر آن گذشت .
2- مسجد بابالحسین که به گفتهی اهالی بنای اوّلیّهی آن به چندین قرن پیش برمیگردد.
3- قلعهی دِهآباد که پس از چندین بار تجدید بنا کف آخرین بنای آن در ارتفاع 4 متری سطح زمین قرار دارد و خشتهایی به وزن 40 کیلوگرم در آن به کار رفته است .
4- آبانبار در کنار حسینیّهی دِهآباد که آخرین بار در شهریور 1277 استاد محسن ابوزیدآبادی آن را تعمیر کرده است .